هفته 34 (یا 35)
سلام عزیز دل مامان
امروز 6 دی ماه به حساب سونو 33 هفته و 2 روزته و 47 روز دیگه میای پیشمون
و به حساب دکترم 34 هفته و 5 روز و 37 روز دیگه میای پیشمون انشاا...
تکونات قوی تر شده
دیروز جمعه بود و بابا رضا خونه بود
کالسکه و روروئکت رو برات درست کرد و حسابیییییییییییی ذوق کرده بود
همش از کنارشون رد میشد و میگفت پسر بابااااا
دل هر دوتامون برات تنگه
انشاا... این مدتم زود زود بگذره و زودی به سلامتی بیای پیشمون
------------
از اتفاقای این مدت برات بگم
ماه محرم و صفر تموم شد
به بابا رضا گفتم بره مشهد تو تعطیلات شهادت حضرت محمد و حضرت رضا ولی نرفت و موند پیش ما
انشاا... براش جبران کنیم عزیزم
خیلی این مدت بخاطر ما دوتا توی زحمت افتاده و تقریبا از فروردین مشهد نرفته و بابابزرگ رو ندیده
پسر محمد آقا و زهرا خانم هم به دنیا اومد خدا رو شکر اسمشم امین گذاشتن
شب یلدا هم اولین شب یلدات بود امسال
یه هندونه خریدیم و رفتیم خونه بابابزرگ
خاله ها هم همشون بودن
خیلی خوش گذشت
جات خالی بود
انشاا... سال دیگه تو و دختر خاله هم به جمعمون اضافه میشین
بعدش بگم برات بعد از ماه محرم برای نجمه که دختر خاله منه شب یلدا آوردن و کل فامیل رفتیم خونشون
اونجا کف زدن
بابا رضا هم بود
خیلییییییییییییی خوب بود و خوش گذشت
مراسم جالبی بود
----
امروزم انشاا... میریم برات تخت و کمدت رو سفارش بدیم
امیدوارم ازش خوشت بیاد و به شادی ازش استفاده کنی
عشق مامان برای دیدنت دیگه روز شماری میکنم
انشاا... به وقتش بیای پیشمون و صحیح و سالم باشی
انشاا...



هفته 34 (یا 35) 
